دسته بندی ها

مونونوکه (راز چیزها)

کد شناسه :239794
مونونوکه (راز چیزها)

کتاب مونونوکه: هر شب آن جا بود، ايستاده ميان ني ها، از آنان که او را ديده بودند، برخي حتي به ياد داشتند دردي بزدلانه در تن شان تير ميکشيد وقتي گدار غرق سيلاب هاي ماه هاي پنجم و نهم ميشد و او هنوز آن جا مي ايستاد، با تني تا نيمه غرق آب، يخ زده تا مغز استخوان. همه اين شاهدان مدعي اند به کمک اش شتافته اند، اما فقط براي لحظه اي، هنگامي که زن التماس شان کرده بار کودک اش را زمين بگذارند، انگار با کودکي در آغوش فرسنگ ها راه پيموده باشد.

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر