دسته بندی ها

سیلوی

کد شناسه :249500
سیلوی

من بي آنکه چندان برانگيخته شده باشم چشم به سوي مردي که نشان داده شده بود گرداندم. مردي جوان بود با چهره اي رنگ باخته و عصبي که سنجيده و برازنده لباس پوشيده بود و رفتار و روشي شايسته داشت و ديدگاني که سودازدگي و مهرباني در آن نقش گرفته بود. ....

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر